هرگز از بی کسی خویش مرنج! هرگز از دوری این راه مگو و از این فاصله که میان من وتوست و هر انگه که دلت تنگ من است بهترین شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار تا که
تنهاییت از دیدن من جا بخورد! و بداند که دل من با توست و همین نزدیکی ست
خیلی وقت است فراموش کرده ام …
کدامیک را سخت تر می کشم… ؟
رنــــج !
انتظار !
یا نفس را …
گاهی به سرم می زند بزنم زیر همه چیز و همه چیز !
اما سر که کاره ای نیست ، این “دل” است که فرمانروایی میکند …
تفاوتی ندارد خواب باشم یا بیدار ؛ زیباترین تصویر پیش چشمانم همیشه “تویی”
ببــــــــــار بــــــــاران….
مـــــــــــــن ســـــــــــــفرکـــــــر ده ای دارمــــ کــــــــه یــــــــادم رفــــته…
آبـــــــــــــ پشتــــــــــ پـــــــــایش بـریــــــــزمـــــ…..
یه وقتایی لازمه یکی “کنارت” باشه.. کاری نکنه و حرفی نزنه ها ! فقط باشه…
مثل آسمــــان می مانی
دوستتـــ دارم اما نمیتـــوانم داشـــته باشمتــــ
حکایت کنگر خوردن و لنگر انداختن است ، حضور خاطراتت در وجود من …
تــو را که از دلــم کم میکنــم ، باقیمانده صفــر میشــود
می خواهم بِدهم دنیا را برایم تنگ کنند ، به اندازه آغوشت !
برای تو میمیرم … تو وانمود کن که تب کرده ای …
همین کافیست … !
چهار فصل کامل نیست !
هوا ي تو ، هوای دیگریست
باید جشن بگیرم…
اشکهایم دوباره با من آشتی کرده اند…
مدتـــهاســـت
دلـــم شـــروعــی تـــازه میخــــــواهــد
تــو بیـــــــا
مــــــرا دوبـــــاره آغـــــــاز کـــن…
دلى که اندوه دارد
نیاز به شانه دارد نه نصیحت…
کاش همه این را مى فهمیدند….!
تو + خاطراتـت + چـشـمانـت + دسـتانـت + لـبـخندت + اشـکـت ….
چـــنــدنــفـــر بـــه یــک نـــفــــر؟!
نمی دانــم …
چــرا بیــن ایــن همــه آدم
پــیــله کــرده امــ
بــه تــو …
شــاید فــقط با تــو
پــروانــه می شـــوم …
خورشید را در آغوش گرفته ای
پاهایت را به بوسه دریا سپرده ای
موهایت را به دست نسیم
چه خوش غیرتـــــــم من !
سلامتى حرفايى كه نه ميشه،smsكرد،نه ميشه توچت تايپ كرد،نه ميشه پشت تلفن گفت،
حرفايى كه فقط مال وقتيه كه تورو درآغوش دارم.
به سينه تا نفسي هست بيقرار توأم...
شاید تکراری باشد
ولی
گاهی ، بعضی چیزها
ارزش هزاران بار تکرار را دارند
تکرار می کنم ، تکرار می کنم : دوستت دارم...
اوج خوشبختی من پیدا کردن ( تو ) از میان این همه ضمیر بود . . .
اي کاش اختيار زمان دست من بود تا انفدر زمان با تو بودن را طولاني کنم که زماني براي بي تو بودن نمانده باشد!ا
يه روز دلت گرفت و ندونستي چه كار كني ، اينو يادت باشه كه اگه منو داشتي هرگز دلت نمي گرفت....
دربودنت به نبودنت ودرنبودنت به بودنت مي انديشم اي بودونبودمن
تو اگر دلگيري، لحظه اي چشم ببند، اندكي اشك بريز، و بخوان نام مرا
عشق چشمی است كه گاه
خود را به كوری می زند
تا از خیابان عبورش دهی
بی آن كه بدانی عبورت داد
مرا دوست بدار،
اندک ولي طولاني
دوست داشتنِ کسی که شما رو دوست نداره
مثل بغل کردنِ کاکتوس می مونه
هر چی محکم تر بغل کنی
بیشتر آسیب میبینی ...
زنده باد اونی که با اینکه درمورد هزارتا چیز صحبت میکنه
ولی تو فکرش فقط یک چیزه
"عشقش"
به یاد هم بودن قشنگترین هدیه ای است که نیاز به با هم بودن ندارد!
خاطره را به دست قلب می سپارم که با تپش آن هر لحظه به یاد تو باشم....
مگه من به تو اجازه دادم که باز رفتی اون بالا،هان؟بیا پایین زودباش آخه تو فقط ماه منی!!!
لای خاطرات تلخم یاد تو همیشه شیرین،تا ابد فکر تو هستم،نازنین ای یار دیرین
عزیزِ من !
هنوزوقتی آسمان ِ دلم ابریست
لمس ِسبك ِ دستان ِ مهربانت راروی ِ موهایم حس میكنم
تو هنوزبا تمام ِ نبودنت تنها پناهگاه ِ من از این آدمهایی .
هرچه شدم بی تو دلم وا نشد،جز تو کسی باب دل ما نشد،هرچه پرستو شدم و پر زدم ،هم نفسی مثل "تو" پیدا نشد!...
باران تكراري نميشود
هروقت بيايد دوست داشتنيست
تو براي باراني
آتش روشن کردم و عهد کردم تا خاموش شدنش دعایت کنم میدانم به آنچه که میخواهی میرسی چرا که من هر بار یک هیزم به آتش اضافه میکنم
توسراپاادعایی عزیزم...انکارنکن!عشقت راچشیدم....طعم کشک میدهد
زيباترين قسم سهراب: نه تو مى مانى و نه اندوه، و نه هيچكس از مردم اين آبادى، به حباب نگران لب يك رود قسم، و به كوتاهى آن لحظه ى شادى كه گذشت، غصه هم ميگذرد، آنچنان كه فقط خاطره اى خواهد ماند. لحظه ها عريانند. به تن لحظه خود جامعه اندوه مپوشان هرگز.
اگر عشق نبود به کدامین بهانه می گریستیم و به کدامین بهانه می خندیدیم؟
کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟
و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری... بیگمان پیش از اینها مرده بودیم،اگر عشق نبود...
شب خواب بودم يهو با يه صداي بلند شدم ديدم قلبمه به ياد تو هنوز نخوابيده
ســر به هــوا شــده ام، تــو هم زير ســرت بلــند شده... چقــدر عجيــب... فکــر مي کــردم قلــب هميشــه گرفتــار مي شــود؛ امــا انگــار ســر، نقش کليــدي تري دارد در اين ماجــرا...
دل من قفس می خواهد
این روزها زیادی ولگرد شده...
مدام حوالی احساس تو می پلکد...
یکی از همین روزها حبسش خواهم کرد...می بینی
این بار تو بگو که "دوستت دارم"
نترس...............................
من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید!!!
عاشقي يك شب است و پشيماني هزار شب ،حالا هزار شب پشيمانم كه چرا يك شب عاشق نبود
میگفتند:
سختی ها نمک زندگــــــی است...
امّا چرا کسی نفهمید
"نمــــــک" برای من که خاطراتم زخمی است
شور نیست...
مزه "درد" میدهد...!!
مي دوني چرا وقتي ميخواي بري تو رويا چشماتو ميبندي؟ يا وقتي گريه کني چشما تو ميبندي؟ حتي بخواي کسي روببوسي چشماترو مي بندي؟ چون قشنگترين چيزهاي اين دنيا قابل ديدن نيست
بچه که بودیم بستنی مونو که گاز میزدن قیامت به پا میکردیم!
چه بیهوده بزرگ شدیم!!
روحمان را گاز می زنند و می خندیم...
چرا آدما نمیدونن بعضی وقتا خداحافظی یعنی"نذار برم"یعنی"برم گردون"...
سخت بغلم کن...
سرمو بچسبون به سینه ات بگو:"خداحافظ و زهرمار!بیخود کردی میگی خداحافظ!مگه میذارم بری؟!مگه الکیه؟!"
اسم تو از روز ازل حک شد به یاقوت دلم
از ازل تا به ابد شکر کنم حکاک را...
اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید
به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم...
از این دنیا خسته ام دوست دارم بمیرم و به دنیایی بروم که فقط صدای تو را بشنوم چون تنها صدای توست که مرحم زخمهای دلتنگی من است
بال من مال تو
فرصت پرواز من پيشكش خنده ي خوشحال تو
ميپري شادشاد
ميشوي غرق نفسهاي باد
ميرود از خاطرت ياد من و قصه ي بي بالي ام
من ولي ياد تو ميفتم وخوشحالي ات
غصه فراموش دلم ميشود
وقت تماشاي سبك بالي ات
بمان با من که من بی توصدای خسته در بادم،در این اندوه بی پایان بمان تنها تو در یادم ،نمی دانستم که چرا غمها نمی دانند که من سلطان غمهایم ،بیا ای دوست با من باش که من بی تو تنهای تنهاییم...
هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم،گم شدم.ترس من از گم شدن نیست .از گرفتن دستی ست که بی بهانه رهایم کند...
دوستت دارم...
بی آنکه دروغ بگویم حالم خوب است...
دوستت دارم و درهمین لحظه که این را میگویم...
جدی حالم خوب است!
کمی با من راه بیا...
دلم برای
قدم هایمان کنارهم...
تنگ شده!
تمام خنده هایم پوچ شد...
از وقتی که در دستانت
گلی برای لبخند امروزم نبود........!
دوستت دارم من...
کاش میدانستی این حرف...
هیچوقت حرف نبود.................
یادآوری عشق بود و
بس.
به تونياز دارم،
مثل آدم به حوا،
نه، نه،
مثل آدم به هوا...
اينطورنميشود،بايديك غريق نجات هميشه همراهم باشد،غرق درفكرت شدن،اصلأدست خودم نيست.
ازخداپرسيدم گل بيخاروجود داره؟
گفت:هيسسسس،داره اس ام اس ميخونه.
برايش مينويسم دلتنگشم،
ميدانم كه نميداند،
ولى ميدانم كه ميخواند.
مينويسم نامه و روزي از اينجا ميروم باخيال او ولي تنهاي تنها ميروم درجوابم شايد او حتي نگويد كيستي شايد او حتي بگويد لايق من نيستي مينويسم من كه عمري با خيالت زيستم گاهي ازمن ياد كن اكنون كه ديگر نيستم
نفسم نفستو خيلي ميخواد,به نفست بگو نفسمو بخواد,اگه نفست نفسمو نخواد,به نفسم ميگم بند بياد
چقدر دلم مي خواهد نامه بنويسم...
تمبر و پاكت هم هست و يك عالمه حرف...
كاش كسي جايي منتظرم بود...
موج آرام نگاهت لاف دريارا شكست,ازحصار شب گذشت و مرز فردا راشكست,غم به روى شانه هايم سالها لم داده بود,مهربانيهاى تو،قنديل غمها را شكست
يه روز تو جهنم ميبينمت آخه من و تو جهنمي هستيم تو به جرم اينكه دل من رو دزديدي منم به جرم اينكه يه عمر به جاي خدا تو رو پرستيدم..
دلهره هایت را به باد بسپار ،اینجا دلیست که برای آرامشت دستی به آسمان دارد.
A(10+10+10)retam
نتونستی بخونی؟اول جمع کن بعد بخون؛بابا نوشتم”اسیرتم
در سرای گلفروشان گرچه گل بسیار است مثل تو پیدا نمودن مشکل و دشوار است.
میگم دوستت دارم نگو نظر لطفته، چون نظرلطفم نیست نظردلمه.
با تو بر مرغان دریایی امیرم / بی تو در زندان تنهایی اسیرم
با تو در کاخ وفا ارباب عشقم / بی تو در کوه جفا سنگی حقیرم
سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی / آره بازم منم همون بهونه همیشگی / فدایه مهربونیات چه میکنی با سرنوشت / دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت
خــوش به حـال فـرهـاد ... چــون تلخ ترين خـاطـره اش شيـريـن بود ...
خودمان را با کلمه "تا قسمت چه باشد" گول میزنیم ! " قسمت" اراده من و توست ...
چشم ها را شستم.جور دیگر دیدم.بازهم فرقی نداشت.توهمان بودی که باید دوست داشت...!!
لذت آنچه داری را با آرزوی آنچه نداری خراب نکن....اما بدان آنچه حال داری روزی آرزویش را داشتی...
من به لبهای پراز خنده ی تو مینگرم
می گریم..
تو به چشمان پر از گریه ی من مینگری...
می خندی!!!
اکنون کجا هستی؟
نمیدانم...
آن روزها
فریاد میزدی همیشه با من میمانی...
اما ردپایت را پاک کردی"
تا مبادا دنبالت بگردم!
به کلبه ی قلبم دعوتت میکنم،تاببینی اجاق سرد دلم باچیزی به جز یادت گرم نمیشه...
نبض قلبم درهوايت بيقراري ميكند در هواي ديدنت لحظه شماري ميكند
ساقه شکستن، قانون طوفـــان است تو نسیـــم باش و ... نوازشم کن ...
من هم صفحه اي از كتاب زندگي هستم، كه روزي مرا ورق زد، خوب بخوان كه هرگز در صفحه بعد نخواهي ديد.
تو از آسمان که نه....آسمان از تو آمده....
تو روی زمین که نیستی....زمین زیر پای توست....
هوا را که تو تنفس نمیکنی...هوا محتاج نفس های توست...
ای مهربان..
من تو را به لحظه های اجابت دعا می سپارم...
من از چادرنشينان كويرم، دهاتي زاده اي از مالميرم. اگر در كلبه ما پا بذاري، شما را با دل و جان ميپذيرم.
پيراهن هيچ فصلي خيس تر از بهاري نخواهد بود كه عاشقت شدم
آه ه ه ه ه ه گراهام؛ كاش اختراع نميكردي تلفني را كه زنگ نميزند
يه حساب تودلتنگى هات برام بازكن،شايدبرنده كل دلتنگى هات شدم.
خانه ای میسازیم در بلندای بهار
بر درخت احساس روی گلبرگ گل نسترنی که از آن عشق خدا می روید
از احساس گل سرخ مدد می گیریم.
و دل کوچکمان خشنود ز دیدار شما می گردد.
ای از عشق پاک من همیشه مست
من تو را آسان نیاوردم بدست
بارها این کودک احساس من
زیر باران های اشک من نشست
من تو را آسان نیاوردم بدست
خوب است و قشنگ این که دلگیر شویم
در دام دل شکسته زنجیر شویم
ای عشق همیشه از خدا میخواهم
کنار من باشی و پای به پای هم پیر شویم
دعایت میکنم هر شب به عطر میخک و مریم
الهی در دلت هرگز نباشه غصه و ماتم
وفا را باید از نیلوفری آموخت که به دور هر شاخه ای که می پیچد ، دور همان شاخه می میرد…
اگر دو تا بودی می زاشتمت روی چشمام حالا که یک دونه ای جات همیشه تو قلبمه .
در صفحه شطرنج زندگیم تمام مهره هایم مات مهربانیت شد و من با اسب سفید قلبم به سوی تو تاختم تا بگویم شاه دلم دوستت دارم
سه تا فرشته عاشق تو دنیا هست ، اولیش به کبوترای عاشق دونه می ده ، دومیش به آدمای عاشق کمک می کنه ، سومیشم که من عاشقشم الان داره این اس ام اس رو می خونه .
کل دنیا را هم که داشته باشی... باز هم دلت میخواهد، بعضی وقتها ...فقط بعضی وقتها... اصلا /"برای یک لحظه هم شده همه ی دنیای یک/"نفر"/ باشی!!!
شب است و یاد تو مرا پروانه می کند ،
چه کرده ای که دل چنین تو را بهانه میکند؟؟؟؟
ما همانیم که به یاد تو هستیم هنوز،از دوری تو جام به دستیم هنوز،در خلوت خویش یاد ما باش که ما،در خلوت خود یاد تو هستیم هنوز.......!
گرچه از فاصله ماه به من دورتری،ولی انگار همین جا و همین دوروبری،ماه می تابد و انگار تویی می خندی ،باد میاید و انگار که تو میگذری.
بیقرار توام و در دل تنگم گلهاست/آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست/مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب /در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست.....
عزيز دلم جدائي مکن / جهان کوچکيست ، بي وفائي مکن
ببخش عاشقت را و منت گذار / من که گريه کردم ، عاشق آزاري مکن . . .
خاطر خیاط عقل
گرچه بسی بخیه زد
هیچ قبایی ندوخت
لایق بالای عشق
اي كاش باغبان بودم تااسم زيباي تورادربهترين جاي قلبم ميكاشتم وباخون دلم آب ياري مكردم تابداني دوستت دارم؟
سکوت و صبوری م را به حسابِ ضعف و بی کسی ام نگذار دلم به چیزهایی پای بند است که تو یادت نمی آید...!تلنگری بزنی، آوار می شوم....شکستنی تر از آنم که محتاجِ سنگی باشم...
چیزیم نیست فقط خرد و خمیرم فقط همین کم مانده است بی تو بمیرم فقط همین از هر چه هست و نیست گذشتم ولی هنوز در عمق چشمای تو گیرم فقط همین دوست دارم تبسم فقط همین...
آسمانم انتهایش قلب توست/ همربان این آسمان ازآن توست/ آسمانم هدیه ای از سوی من/ تا بدانی این دلم در یاد توست
بی هیچ دلیلی "بیادت هستم"
تا نقض کنم قانونی را که هنوز
علت می طلبد......
هستی به دلم،
به دل که نه ،در "جانی"،
در جان منی و در "دلم" میمانی.........!
(((حكم دادگاه))) شما به دليل حمل مرام، ومصرف بي رويه محبت، وداشتن بي حد معرفت، به حبس ابد درقلب من محكوم هستيد. (((ختم جلسه)))
آیا تا به حال فکر کردید اونهایی که عاشق میشوند و عشق شون اونهارو ترک میکنه میره با یکی دیگه شما برنده اید همون اشکی که تو تنهاییت میریزی نشون میده شما برنده این عشق هستید و مطمین باشید اون در زندگیش موفق نمیشه
یه جهان قاصدک ناز به راهت باشد،
بوی گل، نذر قشنگی نگاهت باشد،
خداوند شب و روز و تمام لحظات...
با همه قدرت خود، پشت و پناهت باشد.
یکی بود
.
.
.
.
.
.
هنوزم هست و همیشه به یادته.
سکوت بلندترین تفسیر دوست داشتن است. پس به سکوتم اعتماد کن.
لبخند تو را چند صباحي است نديدم يكبار دگر خانه ات آباد، بگو سيب...
دل کندن هیچگاه آسان نیست...
اگر این طور بود
فرهاد به جای کوه، دل میکند...
یارانه محبتهاتو قطع نکن!
ما زیر خط فقر مهربونی هاتیم....