وقتي گلدون خونمون شكست پدرم گفت:قسمت اين بود، مادرم گفت: حيف شد، برادرم گفت: كاش دو تا داشتيم، خواهرم گفت: قشنگ بود...
اما وقتي دل من شكست كسي به فكرش نبود
هيچكس...
دلم اصرار دارد
فریاد بزند؛
اما . . .
من جلوی دهانش را می گیرم،
وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد
